ایجاد آگاهی

۸-Facilitating Learning and Results: Creating Awareness (9 things)

Ability to integrate and accurately evaluate multiple sources of information and to make interpretations that help the client to gain awareness and thereby achieve agreed-upon results.

تسهیل فرایند آموزش و کسب نتیجه: ایجاد آگاهی(۹ اصل)

توانایی بازخوانی و مرتب کردن اطلاعات ارائه شده و گفته های پیشین مراجع جهت دستیابی به برداشتی دقیق و منسجم، به نحوی که مراجع آگاهی بیشتری کسب کرده و بتواند به سوی اهداف مورد توافق حرکت نماید.

۱٫ Goes beyond what is said in assessing client’s concerns, not getting hooked by the client’s description.

در ارزیابی دغدغه های مراجع، فراتر از آنچه گفته شده حرکت نماید و تنها بر توضیحات مراجع تکیه نکند.

۲٫ Invokes inquiry for greater understanding, awareness , and clarity .

سوالات بیشتری را پیش بکشد تا درک، آگاهی و شفافیت موضوع افزایش یابد.

۳٫ Identifies for the client his/her underlying concerns; typical and fixed ways of perceiving himself/herself and the world; differences between the facts and the interpretation ; and disparities between thoughts, feelings, and action.

مسائل اساسی مورد توجه خود، شیوه های معمول برداشت از خود و جهان پیرامون، تفاوت میان حقایق موجود و برداشت ها و فرق بین افکار، احساسات و عملکرد را برای مراجع توضیح دهد.

۴٫ Helps clients to discover for themselves the new thoughts, beliefs, perceptions, emotions, moods, etc. that strengthen their ability to take action and achieve what is important to them.

به مراجعین کمک کند تا افکار، عقاید، تعابیر، احساسات و روحیات جدیدی برای خود بیابند که موجب تقویت توانایی های آنان در اقدام و دستیابی به آنچه که برایشان اهمیت دارد، گردد.

 

۵٫ Communicates broader perspectives to clients and inspires commitment to shift their viewpoints and find new possibilities for action.

دیدگاه وسیع تری را برای مراجعین به ارمغان آورد و متعهد شود که با تغییر نقطه نظرات آنان، امکان اقدامات جدیدی را برایشان فراهم می سازد.

۶٫ Helps clients to see the different, interrelated factors that affect them and their behaviors (e.g., thoughts, emotions, body, and background).

به مراجع کمک کند تا عوامل گوناگون و مربوط به هم را که بر آنان و رفتارشان تأثیر می گذارد (مانند افکار، احساسات، جسم، پیشینه) شناسایی نمایند

۷٫ . Expresses insights to clients in ways that are useful and meaningful for the client.

شناخت و بینشی را برای مراجعه کنندگان فراهم آورد که هدفمند و مورد استفاده آنان باشد.

۸٫ Identifies major strengths vs. major areas for learning and growth, and what is most important to address during coaching.

توانایی های اصلی مراجع را در مقایسه با حوزه هایی که نیازمند رشد و آموزش است، مشخص نموده و تعیین کند کدام یک در طول روند کوچینگ از اهمیت بیشتری برخوردار هستند.

۹٫ Asks the client to distinguish between trivial and significant issues, situational vs. recurring behaviors, when detecting a separation between what is being stated and what is being done.

هنگام تفکیک آنچه گفته شده و آنچه انجام شده، از مراجع بخواهد میان مسائل مهم و پیش پا افتاده و رفتارهای موردی یا تکرار شونده، تمایز قائل شود.

 

 

کلمات کلیدی

Hooked: کج، منحرف شدن

Invokes: طلب کردن، پیش کشیدن

Awareness: آگاهی

Clarity: وضوح، روشنی، نظم و ترتیب

Interpretation: تاویل، تفسیر، تعبیر

Interrelated:‌ وابسته به هم

Expresses: بیان کردن، اظهار کردن، ابراز کردن

Meaningful: پرمعنی، معنادار

Distinguish: تفکیک کردن، تمیز دادن، تشخیص دادن

Trivial: جزئی، ناقابل و ناچیز، پیش پا افتاده

Significant: پرمعنی، مهم، قابل توجه

Recurring: دوباره ظاهر شونده، عود کننده، برگردنده

Separation: جدایی، طلاق

0 پاسخ ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به بحث بپیوندید؟
در صورت تمایل از راهنمایی رایگان ما استفاده کنید!!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *