طرحواره وابستگی/بی کفایتی

شعار این طرحواره: “به تنهایی نمی توانم گلیم خودم را از آب بیرون بکشم!”

 

این بیماران، خودشان را افرادی درمانده و کودک وار نشان میدهند. آنها احساس می کنند توانایی مراقبت از خودشان را ندارند، در زندگی بسیار درمانده اند و خود را در مقابله با مشکلات، بی کفایت می بینند. این طرح واره دو بعد دارد: بعد اول، بی کفایتی است: چنین بیمارانی، اعتمادی به تصمیم ها و قضاوتهای زندگی روزمرهٔ خود ندارند. آنها از این که به تنهایی تغییر کنند، می ترسند و به شدت از تغییر، نفرت دارند. آنها نمی توانند کارهای جدید را خودشان به صورت تنهایی انجام دهند و معتقدند به کسی نیاز دارند تا به انها نشان دهد که چه کارکنند. چنین بیمارانی احساس می کنند، مانند کودکان کم سن وسال، برای زنده نگهداشتن خود به والدین نیازمندند و بدون کمک آنها ممکن است بمیرند. در شکل افراطی این طرح واره، بیماران معتقدند نمی توانند برای خودشان، غذا، لباس و سرپناهی فراهم .کنند، مسافرت بروند یا کارهای سادهٔ زندگی روزمره را انجام دهند دومین بعد، یعنی وابستگی به دنبال بعد اول پدید میآید. از آن جائی که این بیماران نمی توانند به تنهایی از پس کارهایشان برآیند، تنها هدف آنها، پیدا کردن افرادی است که به آنها وابسته شوند. افرادی که برای مراقبت از خودشان پیدا میکنند، معمولاً والدین یا جانشین والدین نظیر همسر، همسالان، دوستان، سرپرستاران شغلی یا درمانگران هستند. این افراد به عنوان نماد والدین به شمار می روند که یا هرکاری برای آنها انجام می دهند یا این که در کار جدید، قدم به قدم به آنها می گویند چه کار کنند. ایده اصلی آنها این است: من بی کفایتم، پس باید به دیگران وابسته شوم”.

رفتارهای معمول این بیماران عبارتند از: کمک خواهی از دیگران، پرس و جوی مداوم راجع به نحوه انجام کارهای جدید، اطمینان طلبی مداوم راجع به تصمیم ها، ناتوانی در تنهایی سفر کردن، ناتوانی در مدیریت مالی، کنار گذاشتن کارها، خودداری از پذیرش مسؤولیت های اضافی (مانند ارتقاء شغلی) و اجتناب از قبول وظایف جدید. اغلب اوقات، ناتوانی در رانندگی به عنوان استعارهای برای این طرحواره به کار می رود. افرادی که طرح واره وابستگی ابی کفایتی دارند، اغلب از رانندگی به تنهایی میترسند و از این کار اجتناب میکنند؛ زیرا معتقدند ممکن است در حین رانندگی گم شوند، ماشین آنها خراب شود و نتوانند آن را درست کنند. گاهی اوقات ممکن است حادث غیرمترقبهای پیش بیاید و آنها ندانند چگونه باید با این حادثه کنار بیایند. آنها نمیتوانند خودشان مشکلاتشان را حل کنند، لذا به کسی نیاز دارند که راه حلی به آنها ارائه دهد یا مشکلاتشان را حل کند.

این بیماران معمولا با هدف دستیابی به استقلال و کفایت، برای درمان مراجعه نمیکنند، بلکه به دنبال یک داروی جادویی میگردند و یا میخواهند متخصصی پیدا کنند که به آنها بگوید چه کار کنند. مشکلات چنین بیمارانی معمولا در قالب علائم محور آ مثل اضطراب، اجتناب هراس گونه یا مشکلات جسمی ناشی از استرس بروز مییابند. آنها ممکن است به دلیل ترس از ترک همسر یا نماد والدینی که کنترلگر، محروم کننده و بدرفتار هستند، افسرده شوند؛ زیرا معتقدند بدون کمک آنها شبیه هستند که طرح وارهٔ وابستگی /بی کفایتی را در ذهن آنها شکل داده اند. معمولاً هدف این بیماران، رفع سریع علائم اسست و تمایلی به تغییر احساس اصلی خود در مورد وابستگی و بی کفایتی ندارد. درصد کمی از بیماران که طرح وارهٔ وابستگی /بی کفایتی دارند با مستقل نمایی، سعی در جبران افراطی این طرح واره دارند. هرچند آنها در باطن، احساس بی کفایتی می کنند، ولی سعی می کنند هرکاری را خودشان انجام دهند. آنها برای انجام کار به هیچ کس اعتماد ندارند و حتی در موقعیت هایی که وابستگی یک پدیدهٔ طبیعی است، سعی می کنند به دیگران وابسته نشوند. این بیماران مانند کودکانی که هنوز به حد کافی رشد نکرده اند و مجبورند خیلی سریع رشد کنند، کارهایشان را خودشان به تنهایی انجام می دهند، اما با این حال، اضطراب زیادی را تحمل می کنند. آنها کارها را خودشان به عهده تصمیم بگیرند و ممکن است گاهی اوقات تصمیم های خوبی اتخاذ کنند، اما در درون خود همیشه این احساس را دارند که نمی توانند این کارها را با موفقیت به سر منزل مقصود برسانند.

 

0 پاسخ ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به بحث بپیوندید؟
در صورت تمایل از راهنمایی رایگان ما استفاده کنید!!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *