از کتاب استراتژی خوب/ استراتژی بد قسمت ۱

استراتژی خوب

استراتژی خوب همیشه ساده و واضح است و برای توضیح آن، نیاز به تعداد زیادی اسلاید و پاورپوینت نیست.
استراتژی خوب از برخی ابزارهای مدیریت استراتژیک، ماتریس ها، جدولها، مثلث ها یا طرح های “جای خالی را پر کنید” بیرون نمی جهد. در عوض، یک رهبر مستعد، یک یا دو مسئله حیاتی در آن موقعیت – نقاطی محوری که می توانند اثربخشی تلاش را چندین برابر کند- شناسایی کرده و سپس اقدام و منابع را بر روی آنها متمرکز می کند.
با وجود همهمه صداهایی که تمایل به یکسان فرض کردن استراتژی با بلندپروازی، رهبری، چشم انداز، برنامه ریزی یا منطق اقتصادی رقابت دارند، استراتژی هیچ کدام از اینها نیست.

اساس کار استراتژی

اساس کار استراتژی همیشه یکسان است:

کشف عوامل حیاتی در یک موقعیت و طراحی راهی برای هماهنگی و تمرکز اقدامات به نحوی که به آن عوامل پرداخته شود.
مهمترین مسئولیت رهبر، شناسایی بزرگترین چالشهای پیش روی پیشرفت و ابداع رویکردی منسجم به منظور غلبه بر آنها می باشد.

استراتژی در زمینه های مختلف، از جهت گیری شرکت گرفته تا مسئله امنیت ملی دارای اهمیت است.

با این حال آنچنان به استراتژی به مثابه پند و اندرز خو گرفته ایم که وقتی رهبری شعار سرداده، اهداف عوام فریبانه ای را اعلان کرده و این معجون را “استراتژی” می خواند، مات و مبهوت او می شویم.

برگرفته از کتاب استراتژی خوب/ استراتژی بد
صفحه ۱۴

0 پاسخ ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به بحث بپیوندید؟
در صورت تمایل از راهنمایی رایگان ما استفاده کنید!!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *