ساختار های سازمان

Structure

ساختار های مکانيک و ارگانيک

” “مافی و مردیت ” (۱۹۹۵) پیشنهاد می کنند که سازمان ها باید یک ساختار انعطاف پذیر را به منظور تشویق حضور بیشتر کارمندان اقتباس کنند که به نوبه ی خود باعث بهبود شناسایی مشکلات و یافت راه حل برای آن ها و تقویت عملکرد سازمانی و کیفیت آن می شود. “تاریجان” (۲۰۰۵) از ساختار سازمانی به عنوان یک متغیر واسطه در تحلیل رابطه ی بین استراتژی های سازمانی و عملکرد سازمانی استفاده کرد.

ساختارهای مکانیکی بیشتر مناسب صنعت های تجاری هستند که دارای میزان تغییرات کم فنی و بازار کار هستند (برنز و استالکر، ۱۹۶۱). در حالیکه ساختارهای ارگانیک، بیشتر مناسب شرایطی هستند که در آن سازمان ها مجبور به سر و کار داشتن با تغییرات زیاد و سریع در محیط بوده و ترجیح می دهند که حداقل میزان و درجه ی سلسله مراتب سازمانی را داشته باشند (کوین و اسلوین ، ۱۹۹۰). یک ساختار ارگانیک ذاتاً دارای انعطاف پذیری بیشتری در خصوص فعالیت های کارمندان است.

در مجموع،” برنز و استاکر” (۱۹۶۱) ساختارهای سازمانی را به دو نوع مکانیکی و ارگانیک دسته بندی می کنند و بیان می کنند که این تقسیم بندی بر اساس قابلیت های سازمان ها در خصوص پردازش اطلاعات است.

ساختار سازمانی تعریف کننده چیست؟

ساختار سازمانی تعریف کننده ی محیط فیزیکی است که در آن رفتار کارکنان سازمان رخ می دهد (دالتون و همکاران، ۱۹۸۰). ساختارهای سازمانی را می توان به دو دسته ی مکانیکی و ارگانیک تقسیم کرد. ساختارهای مکانیکی دارای مشخصاتی مانند ساختارهای بسیار رسمی ، سلسله مراتب زیاد ، تحت کنترل شدید ، غیر انعطاف پذیر و غیر شرکت کننده یا غیر همراه هستند. در حالیکه ساختارهای ارگانیک را می توان توسط ویژگی هایی مانند ساختار غیر رسمی ، عدم مرکزیت اختیارات، کانال های باز برقراری ارتباط و انعطاف پذیری تعریف کرد (خاندوالا، ۱۹۷۷).

“برنز و استاکر” خاطر نشان می سازند که ساختار مکانیکی برای سازمانی در محیطی نسبتاً آرام و با ثبات (محیطی که قوانین ومقررات آن زیاد تغییر نمی یابد و محیطی که تا حدودی از تغییر وتحولات ناشی از پیشرفت های سریع تکنولوژیک مصون است)، و برای تصمیم گیری وحل مسائل نسبتا ساده، روزمره وعادی مناسب است وکارایی زیادی دارد. ولی برای سازمانی که در محیطی متلاطم وبی‌ثبات قرار گرفته باشد، ساختار ارگانیک از مناسبت بیشتری برخوردار است (سعادت،۱۳۷۲: ص ۱۳۰-۱۲۹).

ویژگیهای مهم ساختار سازمانی که به نام ارگانیک توصیف شده به قرار زیر است:

کارهایی که اعضای سازمان انجام می دهند به طور مداوم،و بنا به روابطی که اعضای سازمان با یکدیگر دارند مجدداً تعدیل می گردد.
به جای تعاریف محدود و تفضیلی وظیفه، سیستم متکی به گسترش کاراست.
تصمیمات زیادی در سطوح پایین گرفته می شود و مبناء عدم تمرکز است .
به جای وابستگی تنگاتنگ به سلسله مراتب سازمانی، به روابط و تماس با اشخاصی که بتوانند راه حلی برای مسایل پیدا کنند اهمیت وتأکید می شود.
علاوه بر تخصص پرسنل در کارهای مشخص،کاری که پرسنل انجام می دهند بر مبنای اهداف عمومی سازمان تداوماً تغییر پیدا می کنند.
ارتباطات افقی حداقل به اندازه ارتباطات عمودی اهمیت دارد.

ویژگیهای مهم ساختار سازمانی که به نام مکانیکی توصیف شده به قرار زیر است:

در ساختار مکانیکی،کارکنان در حیطه وظیفه ای خود بر روی کار خویش تلاش می کنند و انجام دادن کار تکنیکی به بهترین وجه مورد انتظار است. کارهایی که دیگران انجام می دهند مورد توجه و علاقه آنها نیست .در حالیکه در ساختار ارگانیک چگونگی و شیوه کار در ارتباط مستمر با دیگران مورد نظر است.
برتری وارجحیت یک ساختار بر دیگری بستگی به محیط و موقعیت دارد. هر محیط و موقعیتی نیز بنا به متغییر های زیر، با محیط و موقعیتهای دیگر تفاوت دارد.

هر قدر که لازمه انجام کار به خصوص به وظایف در سطحی بالاتر و با پیچیدگی بیشتر انجام گیرد به همان اندازه نیاز به دریافت اطلاعات از متخصصین مختلف در حوزه و زمینه های مختلف بیشتر خواهد بود. در تحت چنین شرایطی، ساختار مناسب سازمان، ساختاری است که درآن اهداف به روشنی معین و معلوم شده باشد و ساختاری است که در آن اهمیت سلسله مراتب اهمیت تخصص واهمیت ارتباطات آزاد و همه جانبه تشخیص داده شده و امکان آن فراهم آمده باشد.

اگرچه ساختار ارگانیک، توانایی و مناسبت بیشتری برای رویارویی با ابهامات محیطی دارد، ولی تحقیقات خاطر نشان کرده اند که در هنگام بروز خطرات و تهدیدات برون سازمانی یا وقوع تحولات و بحران های پیش بینی نشده در محیط، سازمان ها به خاطر مصون ماندن از گزند مصایب ساختار مکانیکی را به ساختار ارگانیک ترجیح می دهند و خود را در امان آن قرار می دهند.

نقش تکنولوژی در شکل و ماهیات سازمان

شکل و ماهیت وظایف در سازمان تا حد زیادی از پیش به وسیله تکنولوژی و متد و ابزاری که در یک صنعت خاص به کار برده می شود تعیین شده اند،یعنی تکنولوژی آزادی عمل مدیریت در تعیین وظایف و روابط میان آن ها را محدود می کند.طرح و ساختار سازمان نیز تابع تکنولوژی خواهد بود که از آن استفاده می کند.

هرقدر که انجام موفقیت آمیز کاری، تابع تصمیمات واقدامات کسانی باشد که ما روی آن ها کنترلی نداریم به همان اندازه به ارتباطات آزاد وهمه جانبه نیاز بیشتری است وبه همان اندازه شیوه رهبری گروهی مناسبت بیشتری خواهد داشت.

هر قدر افراد شاغل در سازمان از توانایی‌های فکری و ذهنی بیشتری برخوردار باشند و هر قدر که توانایی آن ها در ایجاد روابط متقابل میان فردی بیشتر باشد به همان اندازه ساختار ارگانیک مناسب تر خواهد بود.

هر قدر محیطی که سازمان در آن واقع شده است دچار تغییرات بیشتر و وسیع تر باشد به همان اندازه به اهمیت انعطاف پذیری و قوه سازگاری موجود در ساختار ارگانیک افزوده می شود.

نقش ساختار مناسب سازمانی چیست؟

نتیجه اینکه یک ساختار مناسب و سازگار با محیط اهمیت به سزایی در موفقیت مدیر و سازمان دارد زیرا ساختار سازمانی مناسب می تواند یک نیروی پیش برنده  و عامل مهمی در جهت نیل به اهداف سازمانی باشد .بنابراین با در نظر گرفتن محیط، با تشخیص صحیح عوامل و متغییرهای موجود درآن باید ساختاری انتخاب شود که سازمان را قادر نماید تا با کارایی و کارآمدی هر چه تمام تر موفق به انجام امور خود گردد.

نکته مهم در مطالعات” برنز واستاکر” این است که کارایی یا عدم کارایی ساختار در ذات آن نیست، بلکه این کفایت، بستگی به شرایط و مقتضیات محیطی دارد . به بیان دیگر ، مناسبت و سازگاری یک ساختار با محیطی که در آن قرار گرفته ، عاملی است که خوبی و بدی یا کارایی و عدم کارایی آن را تعیین می کند. بنابراین، باید شرایطی را که تحت آن شرایط یک ساختار بر دیگری برتری می یابد را معین و مشخص نمود (سعادت،۱۳۷۲،۱۳۲-۱۳۰).

ساختارهای مکانیکی یا اداری محوری برای سازمان هایی که تولیدات انبوه در یک محیط ثابت و پایدار دارند، بسیار مناسب است (لم و لوندوال، ۲۰۰۶)  و مبنی بر این باور است که سازمان ها هویت هایی منطقی هستند که در آن ها طراحی و چیدمان ساختار سازمان یک علم محسوب شده و در آن افراد به عنوان اجزای اقتصادی محسوب می شوند.

سازمان هایی که دارای این نوع ساختار هستند، دارای مشخصات و ویژگی های زیر می باشند :‌

سطح های سلسله مراتب سازمانی مختلف، که در آن دیدگاه های سازمان از رده های بالای سازمان سرچشمه گرفته و از طریق یک پروسه ی طولانی رو به پایین به کارمندان می رسد (احمد، ۱۹۹۸) و اطلاعات سازمانی در نهایت پس از لایه های فیلتر بسیار به نمایندگان سازمان می رسد که این باعث می شود تا آن ها تنها قسمتی از این دیدگاه را درک کنند (اوکسل و ویحمیستر، ۲۰۰۰).

تقسیمات کاری شدید، که باعث ایجاد تخصص های کاری بسیار بالا می شود (احمد، ۱۹۹۸).

درجه ی بالای تمایز های افقی در سازمان، با نقش های وظیفه ای تخصصی که نشان دهنده ی گروه بندی سازمان بر اساس عملکرد آن هاست و همچنین نشان دهنده ی بخش های دپارتمانی خشک در سازمان است.

مرکزیت بالای سازمان و وجود روابط پیچیده در سازمان که ناشی از نیاز مدیران به هماهنگی فعالیت های سازمانی لازم برای توسعه و ترویج دیدگاه برنامه ریزی های آن ها برای کنترل سازمان و مداخلات پیوسته ی آن ها برای حل مشکلات، تصمیم گیری ها و مدیریت سازمان است.  (هانکینسون، ۱۹۹۹).

نقش ساختار سازمانی در مدیریت سازمان

ساختارهای سازمانی نقش مهمی را در کمک به مدیریت سازمان برای دستیابی به اهداف سازمان و دنبال کردن استراتژی سازمان بازی می کنند (روبین و دیسنزو، ۲۰۰۵). بسیاری از تحقیقات پی به رابطه ی مهم و قابل توجهی بین ساختارهای سازمانی ارگانیک و بهبود عملکرد سازمانی رسیده اند (برنز و استاکر، ۱۹۶۱؛ کوین و اسلوین، ۱۹۹۰؛ انز، ۲۰۰۸؛ مافی و مردیت، ۱۹۹۵؛ تاریگان، ۲۰۰۵). “برنز و استاکر” (۱۹۶۱) و “کوین و اسلوین” (۱۹۹۰) به عنوان مثال؛ به این نتیجه رسیدند که یک ساختار سازمانی ارگانیک در مقایسه با ساختار سازمانی مکانیکی برای محیطی که دارای میزان تغییرات بالایی در تکنولوژی و بازار است ، مناسب تر است.

“انز (۲۰۰۸)” بیان می کند که اقتباس یک شرکت وابسته به هتل داری از یک ساختار غیر مرکزی شده برای تسهیل پروسه ی تصمیم گیری سریع ، تقویت روابط با فروشندگان ، به حداقل رسانی هزینه ها و کمک به آموزش کارمندان شرکت استفاده کرده است.

0 پاسخ ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به بحث بپیوندید؟
در صورت تمایل از راهنمایی رایگان ما استفاده کنید!!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *