ریشه های تحولی محرومیت هیجانی

۱. مادر نامهربان و سرد مهر است. کودک را به اندازهٔ کافی بغل نمی کند و او را در آغوش نمی گیرد.

۲. کودک احساس نمی کند از سوی افراد مهم زندگی اش، دوست داشته شده و ارزشمند است.

۳. مادر به اندازهٔ کافی برای کودک وقت نمی گذارد و به او توجه نمی کند.

۴. مادر اصلاً از نیازهای کودکش آگاه نیست. برای مادر، همدلی با دنیای کودک سخت است. واقعاً نمی تواند با کودک ارتباط برقرار کند.

۵. مادر نمی تواند کودک را آرام کند. بنابراین کودک نمی تواند خودش را آرام کند یا تسکین دهی دیگران را بپذیرد.

۶. والدین، کودک را راهنمایی نکرده اند یا حس جهت مندی را در او تقویت نکرده اند. والد، فرد مستقل و قدرتمندی نبوده است که کودک به او پناه ببرد.

گاهی اوقات شناسایی بیمارانی که در این تلهٔ زندگی افتاده اند، اندکی طول می کشد. برخلاف بسیاری از تله های زندگی که رفتار والدین فعالانه به کودک آسیب میزند، محرومیت هیجانی به دلیل نبود رفتارهای مادرانهٔ خاصی شکل می گیرد. رفتارهای والدین مثل عیبجویی و انتقادگری به تلهٔ زندگی نقص / شرم دامن میزند یا سلطه گری والدین باعث شکل گیری تلهٔ زندگی اطاعت می شود. این بچه ها می توانند رفتارهای والدین را به یاد بیاورند. اما در محرومیت هیجانی همیشه اینگونه نیست. محرومیت هیجانی مثل این است که کودک چیزی را گم کرده باشد، چیزی که هیچگاه آن را نشناخته است.
بنابراین شناسایی تلهٔ زندگی محرومیت هیجانی ممکن است سخت باشد، مگر اینکه غفلت در دوران کودکی را سخت تجربه کرده باشید. جستجوی برخی از تجارب محروم ساز دوران کودکی شاید بتواند سرنخی به شما از وجود این مشکل بدهد.

ممکن است بعد از خودپرسشگری به وجود این تلهٔ زندگی پی ببرید: “آیا با مادرم رابطه ای صمیمی داشتم؟ آیا مادرم مرا درک می کرد؟ آیا مادرم مرا دوست داشت؟ آیا من مادرم را دوست داشتم؟ آیا مادرم دلسوز و مهربان بود؟ آیا می توانستم حرف دلم را به او بگویم؟ آیا مادرم به نیازهای من پاسخ میداد؟”
در روند درمان، افرادی که دچار تلهٔ زندگی محرومیت هیجانی هستند، می گویند: بله من دوران کودکی عادی داشتم ، مادرم همیشه کنارم بود. دیوید در شروع درمان گفت: مادرم همه کار برای من کرد، تمام خواسته های من را برآورده کرد. اگرچه زمانی که به توصیف دقیق روابط گذشته و فعلی خودشان می پردازند، واقعیت حکایت از چیز دیگری می کند: “الگویی آشفته ساز و نارضایت بخشی از روابط”.فرد احساس می کند دیگران آن طور که باید و شاید دوستش ندارند. شاید فردی نسبت به محرومیت، سخت حساس باشد یا سالها درگیر خشم بوده باشد. اگر چنین شرایطی وجود داشته باشد (حساسیت نسبت به محرومیت و خشم مزمن)، در درک ریشه های تحولی تلهٔ زندگی می تواند عصای دست درمانگر باشد، مخصوصاً در برابر کسانی که منکر وجود محرومیت هیجانی هستند. اگرچه محرومیت هیجانی یکی از شایع ترین تله های زندگی است، اما اغلب شناسایی آن بسیار سخت است.

0 پاسخ ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به بحث بپیوندید؟
در صورت تمایل از راهنمایی رایگان ما استفاده کنید!!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *