ریشه های تحولی تلهٔ زندگی نقص/شرم

۱. یکی از اعضای خانواده تان سخت انتقادگر و بد دهن بوده است یا شدیداً شما را مؤاخذه می کرده است. رفتارها، گفتارها و ظاهر شما یک آن از ترکش انتقادها و تنبیه ها در امان نبوده اند.
۲. والدین مدام شما را ناامید و سرخورده می کرده اند.
۳. از طرف پدر یا مادر و یا هر دوی آنها طرد شده اید و والدین محبت شان را از شما دریغ کرده اند.
۴. یکی از اعضای خانواده از نظر جسمی، جنسی یا عاطفی با شما بدرفتاری کرده است.
۵. در خانواده تمام اشتباهات به گردن شما انداخته شده است.
۶. والدین دائم به شما می گفته اند که بی ارزش و نالایق هستید و به درد هیج کاری نمی خورید.
۷. بارها نامنصفانه با برادران و خواهران خود مقایسه شده اید و والدین، آنها را به شما ترجیح داده اند.
۸ یکی از والدین عطای زندگی زناشویی را به لقای آن بخشیده است و شما خودتان را مقصر می دانید و سرزنش می کنید.

♦️اکثر بیماران دارای تله نقص/شرم نقابی بر چهره دارند و از بروز حس آسیب پذیری خودداری می کنند، زیرا به محض بروز آسیب پذیری ها دچار خود بیزاری و شرمساری می شوند.
افرادی که دچار این تلهٔ زندگی شده اند، سعی می کنند خودشان را از حس شرمساری بی خبر نگه دارند. این ناآگاهی از حش شرم درونی باعث شود که این افراد به دام مشکلات ارتباطی و افسردگی بیفتند. معمولاً افسردگی و مشکلات ارتباطی باعث می شوند که این افراد برای درمان مراجعه کنند.
شاید شما دچار ناشادی مزمن و مبهم شوید، اما نمی توانید به علت آن پی ببرید. شاید متوجه نیستید که افسردگی شما تابعی از دیدگاه منفی شما نسبت به خودتان است.
احساسی بی ارزشی و خشم نسبت به خودتان بخشی از افسردگی محسوب می شود. احساس می کنید که به تمام زندگی شما زهر افسردگی پاشیده اند. ته رنگ زندگی شما افسردگی پنهان و خفیف است.
اگر سبک مقابله ای اصلی شما فرار باشد، احتمالا دچار اعتیاد یا رفتارهای اجبارگونه (وسواسی) شده اید. میگساری، مصرف بی رویه و خودسرانه داروها، اعتیاد به کار و پرخوری، همگی روشهایی هستند که با پناه بردن به انها بر درد و رنج بی ارزشی تان سرپوش می گذارید.

♦️والدین ایرادگیر و تنبیه گر معمولاً در ذهن فرزندان شان تلهٔ زندگی نقص / شرم را شکل می دهند.
این والدین از لحاضر جنسی ، جسمی و عاطفی ممکن است از فرزندان شان سوء استفاده کنند. نقصی / شرم و بدرفتاری اغلب دوشادوش یکدیگر حرکت می کنند.
هر چند این احتمال وجود دارد کودکی که با وی بدرفتاری شده است، احساس کند رفتار دیگران نامنصفانه بوده و دچار تلهٔ زندگی نقص / شرم نشود. اما این اتفاق به ندرت رخ می دهد.
در بیشتر موارد کودکان می پذیرند که خلایق هر چه لایق و بعدها نیز احساس گناه و شرمساری یقهٔ آنها را رها نمی کند.
کودکان راه های مختلفی برای جبران احساسی های نقص / شرم در چنته دارند.
ممکن است افراد با پنهان شدن در پشت تله های زندگی استحقاق و معیارهای سختگیرانه، خودشان را از احساس بی ارزشی در امان نگه دارند.
بسیاری از افراد که سخت مورد بی مهری و انتقاد دیگران قرار گرفته اند، با برتری طلبی در برخی حوزه ها سعی می کنند احساس بی ارزشی شان را جبران کنند.
▪️ این افراد اصلا حاضر نیستند دست از معیارهای سختگیرانه شان بردارند و عاشق سینه چاک موفقیت طلبی و منزلت جویی هستند.
▫️آنها ممکن است استاد بلامنازع فخرفروشی و تکبر ورزی باشند. این افراد سعی می کنند با مال پرستی و شهرت طلبی، حس بی ارزشی درونی شان را جبران کنند.
کودک احساس تنفر و خصومت خود نسبت به والدین را به دلایلی سرکوب می کند،
مثلاً کودک در برابر والدین احساس سرخوردگی و عجز می کند؛ زیرا به آن ها وابسته است و در صورتی که بیش از اندازه مورد توجه قرار بگیرد و لوس و متکی به دیگران شود، این احساس بیشتر می شود.
هورنای برخلاف آدلر معتقد بود که همه ی کودکان احساس درماندگی را لزوماً تجربه نمی کنند، هرچند به وجود آمدن این احساس در کودک موجب رشد رفتار روان رنجوری در وی میشود.
یکی دیگر از دلایلی که ممکن است کودک احساس تنفر خود را سرکوب کند، ترس است.
این ترس هم شامل ترس از والدین و هم شامل ترس از اشیاء پیرامون می شود. کودک ممکن است به دلیل تنبیه و تهدید شدن از سوی والدین از آنها بترسد و یا با مشاهده ی ترس والدین از محرک هایی مثل اتومبیل، سگ و دیگران، وی نیز از آنها بترسد. هرچه ترس کودک از والدین و اشیاء پیرامون بیشتر باشد، بیشتر احساس تنفر و دشمنی با والدین را سرکوب می کند.
عشق و علاقه والدین یکی دیگر از دلایل سرکوبی احساس تنفر کودک نسبت به والدین است. ابراز محبت والدین هر چند غیراصیل باشد، باعث می شود کودک به دلیل ترس از دست دادن این علاقه‌ تنفر و خشم خود نسبت به والدین را سرکوب کند.
دلیل دیگر این سرکوبی این است که در اکثر فرهنگ ها، کودکان از ابراز تنفر و طغیان نسبت به والدین خود احساس گناہ و بی ارزشی می کنند و هرچه احساس گناه افزایش یابد، سرکوبی تنفر نیز عمیق تر می شود.
هورنای معتقد است این تنفر سرکوب شده به صورت اضطراب اساسی بروز می کند.

0 پاسخ ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به بحث بپیوندید؟
در صورت تمایل از راهنمایی رایگان ما استفاده کنید!!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *