استفاده از تفکر خلاق چگونه است

استفاده از تفکر خلاق

استفاده از تفکر خلاق چگونه است

برای استفاده از تفکر خلاق ، خلاقیت کش ها از میان بردار

استفان لیکاک :‌اهمیت کتاب آلیس در سرزمین عجایب برای من بیشتر از تمام دائره العارف بریتانیکا است.

از دید لیکاک گرمای خاقیت بر سرمای واقعیت برتری دارد.

اگر تو هم مثل او فکر می کنی باید نگرشهای بی ارزش کننده تفکر خلاق را دور بریزی.

به این عبارتها نظری بیفکن و مطمئن باش هر یک از آنها به تنهایی قاتل تفکر خلاق است:

من آدم خلاقی نیستم، مطیع قرار و قاعد باش، نپرس، همرنگ جماعت شو،

بین خطوط حرکت کن، فقط یک راه وجود دارد، حماقت نکن، واقع بین باش،

جدی باش، به فکر آبروی خودت باش، این کار با منطق جور در نمی آید. مقدور نیست،

سابقه نداشته، شدنی نیست، برای دیگران کارساز نبوده، آزموده را آزمودن خطاست،

زیاد کار می برد، تاوان خطا را نمی توان داد، جمع و جور کردنش طاقت فرساست،

وقتش را نداریم، پولش را نداریم، آره اما…، بازی سبک سرانه ای است، شکست یعنی تمام و ….

اگر فکر می کنی ایده های بزرگ در سر داری، اجازه نده هیچ کس تورا منصرف کند.

حتی اگر آن ایده به ظاهر احقانه باشد. اجازه نده خودت یا دیگران تو را تسلیم خلاقیت کش ها کنند.

فراموش نکن اگر خودت را وادار به ماندن در گذشته کنی، نمی توانی دست به کار نو و مهیج بزنی.

ادوارد دوبونو در کتاب فکر بکر: با عمیق تر کردن یک سوراخ نمیتوان گفت یک سوراخ جدید حفر کرده ایم.

سعی نکن فقط همان کهنه را – گر چه با جدیت – انجام دهی تغییر لازم است.

برای استفاده از تفکر خلاق ، با طرح پرسشهای به جا خلاقانه فکر کن

خلاقیت در اصل عبارت است از طرح پرسشهای به جا.

ذهن عقیم می توان پاسخ های نادرست را تشخیص دهد اما برای شناختن پرسشهای نادرست ذهن خلاق لازم است.

پرسش های نادرست فرایند تفکر خلاق را تعطیل و متفکر را به همان گذرگاه کهنه هدایت می کنند

یا او را به این اعتقاد سوق می دهند که اصال فکر کردن لازم نیست.

برای برانگیختن تفکر خلاق از خود بپرس:

به چه دلیل باید کار این طور انجام شود؟

مشکل اصلی کجاست؟

مسایل زیربنایی کدامند؟

این مسئله چه چیز را به من می گوید؟

نقیض مسئله چیست؟

برای تشریح آن از چه استعاره با نمادی می توان استفاده کرد؟

چه ضرورتی دارد؟

سخت ترین یا گران ترین راه انجام آن چیست؟

چه کسی موضوع را جور دیگری می بیند؟

اگر اصلا از خیر مسئله بگذریم چه اتفاقی می افتد؟

تام هرشفیلد: اگر تو نپرسی چرا این؟ کسی پیدا می شود که بپرسد چرا تو؟

برای استفاده از تفکر خلاق ، محیطی خلاق فراهم کن

مبتکری گفته است: ایده نو کم بنیه و شکننده است،

با پوزخندی یا دهن دره ای می توان آن را از بین برد،

می توان با اخمی بر ابرو یا طعنه ای آنرا در هم شکست.

در هر دقیقه هزاران ایده‌ی بزرگ در اثر مسموم بودن محیط جوان مرگ می شوند.

برای استفاده از تفکر خلاق ، با افراد خلاق بیشتر معاشرت کن

اگر محیط کارت برای خلاقیت، مسموم است و تو آن قدرت را نداری که محیط را عوض کنی

بهترین گزینه این است که با دیگر آدمهای خلاق نشست و برخواست کنی.

خلاقیت واگیر دار است. نباید این واقعیت را در نظر نگرفت که انسان همواره خلق و خوی معاشران خود را پیدا می کند.

تو هرچه بیشتر وقتت را صرف هم نشینی با آدمهای خلاق، در مقوله‌ی فعالیتهای خلاقانه بکنی خلاق تر خواهی شد.

برای استفاده از تفکر خلاق ، از جلد خود خارج شو

کاترین هپبورن: اگر قرار باشد همه قواعد را رعایت کنی . همه لذتها را از دست می دهی.

به نظر من شکستن تمام قواعد لازم نیست اما معتقدم انسان هرگز نباید خود را اسیر قواعد و محدودیتهای خود ساخته بکند و جلوی پیشرفت خود را بگیرد.

متفکرین خلاق مردمی هستند که در قفس نمی گنجند.

می دانند که باید بارها و بارها قفس تنگ گذشته و محدودیتهای خود ساخته را بشکنند

تا بتوانند بجهند و طعم تجربه خلاق را بچشند.

0 پاسخ ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به بحث بپیوندید؟
در صورت تمایل از راهنمایی رایگان ما استفاده کنید!!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *